هواتو کردم

خسته‌ام از این روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


اینک شما و وحشت دنیای بی علی

مدت هاست که روز شهادت حضرت امیر (علیه السلام) و روز غدیر علامت سوال میشوم و به اطرافم نگاه میکنم.

فلسفه ی جشن روز غدیر و سوگواری شهادت امام علی(علیه السلام) چیست؟

وقتی حوادت بعد از غدیر را مرور میکنم، سری به نهج البلاغه میزنم و شقشقیه میخوانم، به راستی دلیل جشن و شادی غدیر و سوگواری 21 رمضان را درک نمی کنم ، علی رفت...علی از میان مردمی که سالها درد را به قلبش هدیه داده بودند رفت،فکر میکنم  فزت و رب الکعبه هم مصداق همان "آخیش" خودمان باشد ، همان نفس راحتی که بعد از اتمام سختی ها و دردهایمان میکشیم.

مگر نه این است که صادق آل علی(علیه السلام)  میفرماید: در شادی ما شاد و در غم ما اندهگین باشید؟

غدیر درد دارد، غدیر حکایت بی وفایی و نامردی، بغض در گلو رسوب کرده و حرفهای ناگفته است، غدیر یعنی خار در چشم و استخوان در گلو میدیدم که میراث مرا به غارت می برند... و 21 رمضان روز رهایی ، رفتن و آزاد شدن ؛ فزت و رب الکعبه ، رفتن به سمت آغوش خدا و نگاه های دلتنگ زهراست ، چه دردی برای علی سخت تر از تحمل دوری فاطمه اش بود ؟

دوست دارم 21 رمضان در کوچه های شهر قدم بزنم و فریاد بکشم : آی مردم تمام شد! علی از دنیای شما رفت و بر سر اهل سقیفه فریاد بکشم:

علی دریاست دریا رو... نمیشد ساده با سم کشت

علی رو قبل از اون محراب..... یه لشکر ابن ملجم کشت

پ ن : حکمت هایی از نهج البلاغه :

حکمت 23: کسی که کردارش او را به جایی نرساند ، افتخارات خاندانش او را به جایی نخواهد رسانید.

حکمت 59: آن که تو را هشدار داد، چون کسی است که مژده داد.

حکمت66: از دست دادن حاجت بهتر از درخواست کردن از نااهل است.

حکمت 69: اگر به انچه می خواستی نرسیدی، از آنچه هستی نگران مباش.

حکمت 75: هر چیز که شمردنی است پایان می پذیرد، و هر چه را که انتظار کشیدی خواهد رسید.

علی رو قبل از اون محراب..... یه لشکر ابن ملجم کشت
ممنون
یاعلی
:(
خواهش میکنم
علی یارتون
تشکر از حضورتون
فقط میتونم بگم: علی مرد خدا بود و مرد خدا است...
علی دین را امام راستین است .... علی دست خدا در آستین است
ممنون از حضورت عزیزم
غم و شادی شیعه کاملا در هم امیخته ست. مثل همون ان مع العسر یسرا...
همراه سختی آسانی و همراه اسانی سختی...

ممزوج در هم...
ولی نکته اینه که ما یه قسمت رو بُلد میکنیم،یعنی درد غدیر رو نمی بینیم و شاید ارامش ۲۱ رمضان، جالبه ما تو هر دو مورد هم‌برای امام شادی یا گریه میکنیم در حالی که شادی اگه هست برای خودمونه و گریه ای اگه هست هم باز برای خودمونه.
شادی ناشی از ولی داشتن و غم ناشی از بی علی شدن.
ممنون از حضورت
✔✔
شبهای قدرتان به بهترین مقدرات ؛ مزین و مقدر ...... وفقکم
ممنونم
امیدوارم تقدیر هممون به بهترین شکل ممکن رقم بخوره
تشکر از حضورتون
خوش به حال شما که با حکمت های نهج البلاغه همدمید
 اینم فقط گاهی وقته نه همیشگی:/
ممنون از حضورتون
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۹۶ , ۱۶:۴۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
ما واسه برای حال خودمون ناراحتیم!
واسه همون وحشت دنیای بی علی....
التماس دعا.
به نظر منم تنها درد و ناراحتی ۲۱ رمضان همینه.
ممنون از حضورت

خیلی زیبا بود

اجرتون با حضرت امیر علیه السلام


لطف دارید:)
ممنون از حضورتون
وحشتِ دنیایِ بی علی :(
:(
ممنون از حضورت
وحشت دنیای بی علی... چ قشنگ بود :)

تسلیت.. و تبریک
:)
تبریک؟ تبریک چرا؟!O_o
تبریک واسه فرارسیدن شبای قدر.. :-)
اها 
التماس دعای شدید برای همه ی بیمارها خصوصا کنکوری ها:))
ممنون از حضورتون
آروم نداره.. گمونم دیگه فکر وصاله..
میگه با زهرا.. دیگه زندگی بی تو محاله..
میدونم حیدر.. برا مردم کوفه وباله..

:(((

حکمت ها بسیار خوب گلچین شدن..
ممنونم..

و چقدر من کم کاری میکنم.. :(
خداحافظ ای ماجرای فدک
خدا ای حافط نان خشک و نمک
خداحافظ ای خشم لب دوخته
خداحافظ ای خانه ی سوخته...
لطف دارید
:(
تشکر از حضورتون
ممنون...

خیلی دوست دارم یه دهه غدیریه جشن بگیرم و بانی اینکار باشم...

خدا توفیق بده.
:)
ان شاا... که قسمتتون میشه:)
ان شاا...
ممنون از حضورتون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز کن پنجره‌ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی‌ها را
جشن می‌گیرد
و بهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است!

همه‌ی چلچله‌ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه‌ی جشن اقاقی‌ها را
گل به دامن کرده است!

باز کن پنجره‌ها را ای دوست!
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ‌ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست
توی تاریکی شب‌های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه‌ی گل‌های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه‌ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن‌زار ببین!
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه‌ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی‌ها
جشن می‌گیرد!

خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره‌ها را
و بهاران را باور کن...
نویسندگان
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan