هواتو کردم

خسته ام از این همه روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


میلاد نور مبارک

آخرین باری که زیارت امام رضا (علیه السلام) نصیبم شد بهمن ۹۲ بود، ساعت حدود ۴ صبح در خیابان منتهی به حرم با چشمی پر از اشک، چشم و دلمان به گنبد پرنور امام هشتم روشن شد،با دوستم همراه یک کاروان زیارتی راهی مشهد شده بودیم و ساعت ۴ صبح اجازه ی حرم رفتن به ما داده نشد، تا ساعت ۸،۹ صبح ما را در قفس هتل اسیر کردند، وقتی حکم آزادی صادر شد مثل کودکی که به شوق آغوش مادر میدود راهی حرم شدیم،بهمن بود و هوا سرد،شب قبل هم برف آمده بود،فواره ها کاملا یخ زده بودند و آب در لوله های سقاخانه منجمد شده بود،اما حرم مثل همیشه شلوغ بود،به زور داخل رفتیم  و با هزار خواهش و التماس دستی هم به ضریح کشیدیم و بعد هم ۲ روز کامل هرگاه که به حرم میرفتیم مشغول نماز زیارت خواندن بودیم،از خانواده و اهل فامیل و دوستان گرفته تا همکلاسی دبستان که اتفاقی به ذهنم آمده بود.

یکی از شیرین ترین اتفاقات زندگی ام هم مربوط به همان سفر زیارت بود، صبح روز دوم وقتی با جمعی از هم کاروانی ها درِ حرم سوار ماشین شدیم و منتظر سوار شدن بقیه بودیم پیامکی با این متن به دستم رسید:" صل علی محمد ابوالفضل ما خوش آمد؛ میلاد نور مبارک " خواهرزاده ام که قرار بود ۲۲ بهمن به دنیا بیاید ۱۷ بهمن بعد از حدود ۹ سال انتظار به دنیا آمد و هدیه ی امام رضا کامل شد.

میلاد حضرت نور، امام رضا(علیه السلام) مبارک

سلام
خاطره جالبی بود .
ان شاءالله زیارت حضرت نصیب همه ما بشه ...
عیدتونم مبارک
سلام
:)
ان شاا...
عید شما هم مبارک
ممنون از حضورتون
سلام
عیدت مبارک 🌹

سلام
ممنون عید تو هم مبارک
ممنون از حضورت
سلام سلام
عیدت مبارک
سلام:)
عید تو هم مبارک
عیدتون مبارک!
ممنونم
عید شما هم مبارک
تشکر از حضورتون
عیدتون مبارک
ممنونم
عید شما هم مبارک
تشکر از حضورتون
سلام فذشته جون عیدت مبارک عزیزم
سلام عزیزم
ممنونم عید تو هم مبارک:)
ممنون از حضورت
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
من و دریا، غزلی ناب سرودیم از تو
غزلی مثل تو نایاب سرودیم از تو

بس که زیبا شده، آنان که ندانند تو را
در خیالند که در خواب سرودیم از تو

آسمان بود که از دست زمین می‌افتاد
بس که ما در تب و در تاب سرودیم از تو

گر چه با بوسه‌ای از دور دلی خوش کردیم
خوش تر از آن شب مهتاب سرودیم از تو

تشنگی، آه ... چه‌ ها با من و این شعر نکرد
هر چه با حنجره آب سرودیم از تو

موج بر موج شکن خورده فقط می‌فهمد
که چه بی‌تاب در این قاب سرودیم از تو
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan