هواتو کردم

خسته ام از این همه روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


مرا به یاد بیاور...

یه روز صبح وقتی چشم‌هات رو باز کنی تو نگاهت خورشیدی که داره از پشت برف‌های نشسته روی قله طلوع میکنه از همیشه زیباتره، از لا به‌ لای پلک‌های خواب آلودت آسمون شفاف‌تر و آبی‌تره حتی صدای جیک‌جیک گنجشک‌ها هم به نظرت واضح‌تر و قشنگ‌تره.
اون روز اگه پنجره‌ی اتاقت باز باشه و باد برگه‌های روی میز‌کارت رو روی زمین پخش کنه لبخند می‌زنی، اگه نسیم موهای شونه شده‌ات رو قبل از یه جلسه‌ی مهم به‌هم بریزه عصبانی نمی‌شی، سر صبحونه از کنار قهوه‌ی ریخته‌ شده روی لباست تنها با یه لبخند رد می‌شی حتی صدای گریه‌های بلند و مداوم یه نوزاد هم‌ مثل شنیدن اتفاقی موسیقی مورد علاقت لذت بخشه!
نمی‌دونم اون روز کی می‌رسه حتی نمی‌دونم کی روشنی توی چشم‌هات درخشان‌تر و شفاف‌تر از همیشه میشه اما هرگاه، هرجا فهمیدی حالت عین یه رویا،عین به نسیم،عین آرامش یه خوابِ دم صبح خوبِ خوبه منو فارغ از تمام این فاصله‌ها، از پشت پیچ تمام این جاده‌ها به یاد بیار ...


دوست ندارم اینطوری فکر کنم ولی خب گاهی فقط یک رویاست.
و گاهی بهت از رگ گردن نزدیک تره:) میرسه اون روز صبر داشته باشه:*
انتخاب بوشهر را به عنوان پایتخت کتاب کشور تبریک میگویم.
ممنونم، تشکر می‌نمایم:)
امروز صبح لیوان شیرم مزه پلاستیک میداد
اصلا عصبی نشدم
دو قاشق شکر و یک قاشق کاکایو اضافه کردم بهش بوی وایتکس گرفت
بازم عصبی نشدم
ریختمش تو سینگ و تصمیم گرفتم دیگه جو زده نشدم و رب ساعت از خوابمو به خاطر خوردن صبحانه نزنم
:|

با نتیجه گیریت کل نتایج دنیا رو شوکه کردی:)) 
من یه روز خواستم شیر گرم کنم هر چی ریختم توی ظرف و خراب شد اخرش هم اصلا بیخیاله صبحانه شدم:))
اتفاقا سحرگاه همراه با آرامشم یادت بودم. :)
ممنون عزیزم، منم عصر جمعه‌ و صبح دیروز با ارامشم به یادت بودم:)
به امید چنین روز هایی برای همه.
ان‌شاءالله:)
دوست دارم وقتی رویا \ردازی میکنم برای خودم حداقل رویای خوب داشته باشم
خب رویای خوب داشته باشید، حداقل رویاها مال خودمونه و راحت میتونیم هر جوری دلمون خواست تصورشون کنیم:)
واسه من همون کلبه دور افتاده جنگلیه که صب به صب با صدای پرنده هایی که به چوبهای سقف نوک میزنن بیدار میشم و شب به شب کنار شومینه با یه لیوان چای یا قهوه داغ روبروی پنجره میشینم و یه قاب عکس از رو تاقچه برمیدارم و یادی از خاطرات گذشته میکنم
اصلا هم دیوانه نیستم :))
چه رویای قشنگی دارید، این خونه‌ی جنگلی داشتن رویای خیلی هاست، من دوست دارم یه مدت هم تو قطب زندگی کنم، یه کلبه تو دل برفها که داخلش گرمه و یه پنجره داره که میشه باهاش بیرون رو تماشا کرد، هر روز هم چند وعده برم برف بازی:))
کاش زندگی مون بر اساس رویاهامون شکل می گرفت... 
واقعا ای کاش دنیامون شکل رویاهامون بود، ولی خب باید واسشون تلاش کنیم اینجوری حتی اگه بهشون نرسیم هم شرمنده‌ی خودمون نمیشیم:)

حتی رویاشم قشنگه
آره واقعا خیلی قشنگه:)
گاهی از بی تفاوتی میشه

الان دیگه برام مهم نیست

موسیقی زیبایی بود+ متن عالی
:|
قابل نداشت+ لطف دارید:)
سه شنبه ۱۷ بهمن ۹۶ , ۱۳:۲۰ آقای دیوار نویس
حس خوب ...
حس خوب:)
سه شنبه ۱۷ بهمن ۹۶ , ۲۱:۴۶ دانلود فیلم ساعت ۵ عصر
عاااالللیییییییییییییی
:)
من که خیلی وقت از رویاهام اومدم بیرون؛ چون فهمیدم بهشون نمیرسم، دیدم وقت تلف کردنه
راستی موسقی رو دوست داشتم
موفق باشید
چرا نمی‌رسید؟ تلاش کنید و ناامید نشید شاید بهشون برسید.تازه زندگی کردن بدون رویا زیادی کسل کننده نیست؟
خودمم خیلی دوسش دارم:) 
ممنونم:)
منم اعتیاد دارم. به نظرم بدم نیست.
شاید بهتر از نبدون هم صحبته
و میتونه بخشی از حرفای تورو بزنه.
اینم یه نظره دیگه:)
من گاهی اطرافیان واکنش نشون میدن که: بسه دیگه و کری شدی و ... ولی خب به نوعی بهتر از سکوت مطلقه:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
با همه ی بی سر و سامانی‌ام
باز به دنبال پریشانی‌ام
طاقتِ فرسوده‌گیم هیچ نیست
در پیِ ویران شدنی آنیم

دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام
آمده‌ام با عطش سال ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام

آمده‌ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه‌ی توفانی‌ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام

حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی‌ست که بارانی‌ام
حرف بزن حرف بزن سال هاست
منتظر لحظه‌ی توفانی‌ام

خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانی‌ام؟
ها ... به کجا می کشی‌ ای خوب من!؟
ها ... نکشانی به پشیمانی‌ام

نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan