هواتو کردم

خسته‌ام از این روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


تو را زنانه می‌خواهم...

تو را زنانه می‌خواهم

زیرا تمدن زنانه است

شعر زنانه است

ساقه گندم

شیشه عطر

حتی پاریس

و بیروت با تمامی زخم‌هایش

تو را سوگند به آنان که می خواهند شعر بسرایند

زن باش ... 

"نزار قبانی"

پ‌ن۱: می‌دونید که جواب شعر چیه؟ :)

پ‌ن۲: روز زن مبارک ( این هفته کلهم به اسم‌ خانمهاست:)) )

شنبه ۱۹ اسفند ۹۶ , ۱۱:۵۸ مریــــ ـــــم
عصن خود شعرای نزار قبانی عشقن
باور کن
اره شعرهاش قشنگه:)
باور دارم:))
شنبه ۱۹ اسفند ۹۶ , ۱۱:۵۹ مریــــ ـــــم
امسال برای اولین بار کادوی روز زن گرفتم
:|
خیلی جذاب بود
جدی؟ حالا چی گرفتی؟
سلام :)

تبریکات فراوان
سلام
ممنونم:)
مبارک
ممنون:)
روزمون مبااارک
اصن مردم زنانست
تا زن نباشه معنی ندارن
از دامن زنننن مرد به معراج رود
خخخ
تایید میکنم، ما اصل خلقتیم که وجودمون برکته:))
:)
مبارکتون باشه بانو های سرزمینم:)
:)
خیلی ممنونم:)
شنبه ۱۹ اسفند ۹۶ , ۲۱:۰۷ سیّد محمّد جعاوله
مبارکتون باشه
ممنونم.
تشکر:)

جواب شعر، شعره :) 

آغوش تو ای مادر من بستر ناز است
لالایی شب هات مرا گلشن ساز است
رخسار و وجود تو مرا پیکر مهر است
هم قبله و هم کعبه و هم عشق و نیاز است

احسنت به تو؛ بقیه گویا متوجه نشدن:))

میان این همه زن هبچ کس شبیه تو نیست
به ماه، آینه، خورشید، چشمه‌ ... میمانی
خالم بهم پول داد
:)))
تو به خالت چی دادی؟:))
ماچ
:|
ویرانم کردی اصلا:))
مبارک باشه خلاصه :))
به تو نیز:)
شعر و تصویر تصویر یعنی تصویر خیلی  عالی بود 👌👏
ممنونم 


کامنت مریم فقط  😁😁


با تاخیر عیدت هم مبارک :)
ببخشید که میان مشغله های این روزها گم شدم و نیستم :)

سلام به روی ماه فرشته جان:*

جدی؟خوشحالم که خوشت اومده عزیزم:)
:))

ممنونم،عید تو هم مبارک:)
دم عیده عزیزم مشغله ها کاملا عادیه،همیشه یه مشغله های خوب انشالا:)

سلام به چشمون قشنگ جانم:**
میگم: مامان عکستو گذاشتم پروفایل تلگرامم، میخنده و بوسم میکنه. زمانه عوض شده قدیما به خانمی میگفتی عکستو خیلیا دیدن میزد ناکارت میکرد. :))
 اخی عزیزم:))
مادرها خیلی سخت نمیگیرن تازه میگن حالا خوب افتاده بودم؟:))
در عوضش خواهرم فهمید زنگ بزنه عکسش می افته مجبورم کرد عکسشو بردارم:|| 
من برا آشناها حساس نیستم، میگم بزار خوشگل ببینن مشعوف شن😎😎😎 خانم عکس خواهرتو نذار رو شماره اش خب :)
منم خیلی حساس نیستم، اخه خیلی به کسی عکس نمیدم،اونایی هم که دارن عکسها حجاب داره،نگرانی نداره:))
برداشتم،یه گل گذاشتم جاش گفتم راضی شدی؟:))
آفرین فرزندم من تو رو قبول دارم جانا :)
به قول دوستان: ارادت:)))
در من هزار بوسه ی مُعطر
میل دارند به عاشقی های مکرر ات
و آغوش هایی که رها کردن
در مرام و مسلکشان نیست

در من یک نفر
جوری به داشتنت مشغول است
که انگار چیزی جز این،
از دست و دل‌اش برنمی‌آید

بگذار آغوش به آغوش
بوسه به بوسه
شعر به شعر
مسلط باشم به عشق
به دوست داشتنت.

#مریم_قهرمانلو
ممنونم:)

آدم گاهی
حواسش پرت میشود 
و غذا از دهن می افتد
چای یخ میکند
کاغذ خط خطی میشود
درس چند خط در میان خوانده میشود
تلفن خودش را میکشد
تاکسی هی بوق میزند
بعد که به خودش می آید
میگوید من فقط داشتم یک لحظه به "او" فکر میکردم...
فقط یک لحظه...

" مریم قهرمانلو"

اینم جواب شعر شما:

‍ (http://axnegar.fahares.com/axnegar/IS2rBS1RwBkZn6/7039550.jpg) الأنثى
لا تُرید رَجُلاً ثریاً أو وَسیماً أو حتّى شاعِراً
هی تُرید رَجُلاً
یَفهَم عَینَیها إذا حَزِنَت
فیُشیر بِیَدِه إلى صَدرِه و یَقول «هُنا وطنُک»!

زن
مرد ثروتمند یا پر آوازه و یا حتی شاعر نمی‌خواهد
مردی می‌خواهد که اندوه چشم‌هایش را درک کند
و آن‌گاه به قلبش اشاره کند و بگوید:
«غمت مباد! وطن تو اینجاست...»

#نزار_قبانی
خیلی ممنونم:)

شاگرد
پنجاه سال پیش وارد مدرسه‌ی عشق شدم
ناکام و دست خالی هم بیرون آمدم
نمره‌ی درس تصوفم: صفر
درس ریاضت: صفر
قناعت: صفر
تواضع: صفر
عشق رمانتیک: صفر
تنها در درس جنون نمره‌ی قبولی گرفتم

"نزار قبانی"
مبارک باشه
ممنونم:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز کن پنجره‌ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی‌ها را
جشن می‌گیرد
و بهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است!

همه‌ی چلچله‌ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه‌ی جشن اقاقی‌ها را
گل به دامن کرده است!

باز کن پنجره‌ها را ای دوست!
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ‌ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست
توی تاریکی شب‌های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه‌ی گل‌های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه‌ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن‌زار ببین!
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه‌ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی‌ها
جشن می‌گیرد!

خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره‌ها را
و بهاران را باور کن...
نویسندگان
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan