هواتو کردم

خسته‌ام از این روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


جمعه‌ها شرح دلم یک غزل کوتاه است

حق دارد دلگیر باشد 

جمعه‌ای که به جای دامان طبیعت 

کنج خانه‌ای چندمتری سپری شد !

جمعه دلگیر نیست ، ما گوشه گیریم ...


نرگس‌ صرافیان‌ طوفان

"متن‌های کپی شده"


عنوان: جمعه‌ها شرح دلم یک غزل کوتاه است ... که ردیفش همه دلتنگ توأم می‌آید (فاضل خانِ نظری)

متن و تک بیت هر دو بی نظیر :)
تصویر هم خواستنی ولی نشدنی:(
متشکرم،خوشحالم که خوشتون اومده:)
هووم، من اگه اینجا برم دیگه برنمیگردم خونه:))
بَه بَه :)
( :
هم عنوان هم متن فووووق العاده بود ...
ممنونم :))
ممنون،خوشحالم که خوشتون اومده:)
خواهش میکنم:)
چقدر همه چی این پست خوبه :))
لطف دارید، خوشحالم که خوشتون اومده : )
شنبه ۱۷ شهریور ۹۷ , ۰۱:۱۹ ... به دنبال حقیقت ...
شعر آقای خان نظری!!! خیلی زیبا بود :))
این خانِ با فاضل قبلش معنی میده :)
موافقم ،بیت دلنشینی بود :)
فاضل جانِ نظری *_*

دیگه من روم نشد بگم جان :))
نبینم دلگیر باشی اما اگه دلت گیرِ کسی باشه حرفی نیست! (;
دلگیر هستم این روزها ولی دلخوشم به گذشتنشون :)
کسی هم هست دلش گیر نباشه؟ منتهی گیر بودن‌ها جنسشون فرق میکنه :)


جمعه‌ها با همه‌ی حس و حالشون بازم دوست‌داشتنی هستن :)
من خیلی وقت‌ها روزهای هفته رو یادم میره ولی اره جمعه‌ها روزهای دلنشینین حتی با دلگیری غروبشون :)
شنبه ۱۷ شهریور ۹۷ , ۰۵:۴۸ ذهن خط خطی و رنگارنگ
قشنگ بود...
متشکرم:)
با عکس حجت رو بر رهایی تمام کردی.!
اره می‌بینی چه خوشکله؟ دل خودمم بدجور هوس کرد:/
عالی
ممنون
ایشالا دلتون به دور از غصه‌ها و تنتون به دور از دردها باشه، دوست گرامی 🌹
خیلی متشکرم ، همچنین شما :)
شنبه ۱۷ شهریور ۹۷ , ۱۳:۰۸ مصطفی فتاحی اردکانی
شاعر می فرماید که : حال و روزم جمعه ها از خود جمعه غم انگیز تره.

ولی همه حرفا به کنار : وای از عصر دلگیر جمعه ای که به صبج شنبه ختم بشه
اصلا انگار چون همیشه شنیدیم عصر جمعه غم‌انگیزه، ناخودآگاه عصر جمعه دلمون میگیره.

آی اره؛ وقتی مدرسه بودم از عصر جمعه‌ای که به صبح شنبه می‌رسید بدم می‌اومد :)
عجب چشم اندازی داره منزلش!
منزلش که نیست البته ولی اره می‌بینید چقدر خوشکله؟ : )
چقدر دلم خواست جای اون پسره می بودم...
خودمم، می‌بینی چه خوشکله؟ چه سرسبزه؟ من که دیگه خسته شدن از بیابون دیدم، دلم از این منظره‌های سرسبز می‌خواد :)
هوم ...
اصلا دلم بد هوس کرد :)
شنبه ۱۷ شهریور ۹۷ , ۱۵:۰۶ ... به دنبال حقیقت ...
خدا را شاکریم که نگارنده به خان قناعت کرده و به سمت جان و غیره نرفته :-)
حالا جان هم اگه می‌گفتیم بخاطر اشعار دلنشینشه نه خودش ولی معمولا از جان برای این چیزها استفاده نمیکنم :-)
شنبه ۱۷ شهریور ۹۷ , ۱۵:۰۸ مصطفی فتاحی اردکانی
ولی من خیلی کم پیش اومده عصر جمعه دلگیر بشم
پس خوش به حالتون، من عصرهای جمعه‌ای که تنها بشینم دلم میگیره معمولا :)
خیلی ^__^
☆_☆
عالی:)
منم دلم میخواد برم اونجا بشینم:|
تشکر :*
خودمم، حیف که دست ما کوتاه و خرما بر نخیله :(
يكشنبه ۱۸ شهریور ۹۷ , ۰۰:۵۸ سیّد محمّد جعاوله
عالی
تشکر :)
این جمعه برای من که دلتنگ ترین جمعه سال بود...
چه میکنه فاضل نظری
من عصر جمعه تو فاتحه بودم، این‌ پست رو شبش نوشتم.
نظری خیلی خوبه :)
خوش برگشتید :)
چقدر خوبن این پستا
میگه"انچه از دل برآید لاجرم‌ بر دل نشنید" درسته خودم ننوشتم و نسرودم ولی با دل انتخابشون کرده بودن دیگه :)
کنج خونه مگه چشه؟
هیچی فقط کنج طبیعت بهتره :)
دیدگاه خوبی داشتین و حرف خوبی زدین 
اما کاش یه جورایی انگیزه بیرون رفتن بین این همه مشکلات هم باشه
من فقط کپی کردم البته:)
اگه انگیزه و امید نباشه که ادم نمیتونه زندگی کنه اصلا!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز کن پنجره‌ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی‌ها را
جشن می‌گیرد
و بهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است!

همه‌ی چلچله‌ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه‌ی جشن اقاقی‌ها را
گل به دامن کرده است!

باز کن پنجره‌ها را ای دوست!
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ‌ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست
توی تاریکی شب‌های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه‌ی گل‌های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه‌ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن‌زار ببین!
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه‌ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی‌ها
جشن می‌گیرد!

خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره‌ها را
و بهاران را باور کن...
نویسندگان
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan