هواتو کردم

خسته‌ام از این روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


پاییزِ من !

عزیزِ پاییزی من!‌ شبیه اولین اطلسی پیش‌مرگ پاییز دوستت دارم و چون درختی لخت و سر خم کرده پیشِ پای خزان با تکه‌های تنم به استقبال لبخند بهاری‌ات می‌آیم!


عزیزِ پاییزی من! قول بده، قول بده در روزهای زرد پاییز مثل سیبِ کال روی شاخه همیشه سبز بمانی‌ و لبخند سرخت را در فصل سرد و خزان‌زده زیر برگ‌های افتاده‌ی نارنج جا نگذاری.


عزیزِ پاییزی من، بهار بمان! 

در فصل خرمالوهای رسیده و برگ‌های ترسیده به تپش‌های قلبت بسپار بهار را از یاد نبرند ... سبز بمان جانم، سبز بمان ...


+ پاییزِ من، عزیزِ غم‌انگیز برگ‌ریز ... یک روز می‌رسم و تو را می‌بهارمت‌!


سلام :)

خیلی پاییزانه ی قشنگی بود

مخصوصا"می بهارمت"
سلام :)
لطف دارید :)
دست شاعر اون بیت درد نکنه :)
من می‌گم بیا بهار رو بپاییزیم :)
اینم میشه ،من عاشق پاییز و زمستونم *_*
ولی من هرکار می کنم باز پاییز دلگیره برام ...
اره دلگیری عصرهای پاییز همیشه هست ولی بازم پاییز دوست داشتنیه :)

پاییز

وفادار ترین فصل خداست

حافظه ی خیس خیابان های شهر را

همیشه همراهی می کند

لعنتی، هی می بارد و می بارد…

و هر سال

عاشق تر از گذشته هایش

گونه های سرخ درختان شهر را

می بوسد و

لرزه می اندازد به اندام درختان

و چقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشق

برای لمس تن زمین

که گاهی افتادن

نتیجه ی عشق است…

چه متن خوشکلی *_*
پاییز شاه فصل زیبایی‌ها هم هست، فصل برگ‌ریز عاشق ؛)
به به .....
 
متنتون پر از حسای قشنگ نارنجی رنگ بود 


:)
حس‌های خوب رنگی رنگیتون مستدام :)
به به:)
( :
خیلی قشنگ و پر احساس
تشکر :)
عجب پاییزه بشه ایشاءالله قسمت شه پیاده روی همین برگ ها پاییزی تنهایی قدم بزنم . حسرت شده برام ...
یعنی همیشه دسته جمعی بوده؟ یا اصلا قدم نزدید؟ یا چی که حالا تنهایی حسرت شده؟:)
ان‌شاءالله امسال کلی قدم بزنید:)
یک روز می رسم و تو را چی؟
می‌بهارمت، یعنی تبدیل به بهار؛  بهاری میکنم:)
پاییزتان رنگی رنگی
متشکرم، همچنین :)
سلام
خیلی زیبا بود
سلام
رسیدن بخیر :)
ممنونم
پاییز پاییزه، نمی بهاره خو :)
از اون جمله ی آخر خوشم اومد ( در فصل خرمالوهای رسیده و برگ‌های ترسیده به تپش‌های قلبت بسپار بهار را از یاد نبرند)
دیگه شاعر می‌خواست ببهارش :)
خوشحالم که خوشتون اومده:)
همون که حوا گفت *_*
پس همون که به حوا گفتم *_^
دوشنبه ۲ مهر ۹۷ , ۰۹:۳۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
فقط برف^_^
بارونم خوبه‌ها :)
و تو را می بهارمت :)
"خیلی باحاله آخرش".
آره بیت قشنگیه :)
سلام
کاش میشد پاییز های زندگی خودمان و عزیزانمان را بهار کنیم!...
سربزنید
سلام
ای کاش میشد، ای کاش می‌شد....
پاییز دلتنگی
پاییز تنهایی...
تنهایی بی انتها...
هر چیزی تو دنیا انتها داره...
تو دنیای فیزیکی شاید
ولی فیزیک یک چیز چرتیه در مقابل متافیزیک...
البته هیچ چیز حتی در طبیعت و فیزیک انتها نداره...
اتفاقا الان در مورد این قضیه یه پست گذاشتم...
چطور ممکنه تو دنیایی که خودش فانیه چیز ابدیی باشه؟!
متافیزیک و فیزیک هیچ کدوم چرت نیستن به نظرم، بستگی داره چطوری بهشون نگاه کنی :)
خرمالوهای رسیده و برگ های ترسیده :)
این صفت ترسیده خیلی به برگهای پاییزی درختان میاد
از ترس زرد شدن :)
قشنگ بود
:)
لطف دارید ، تشکر :)
عالیه. عاشق این عکسم
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز کن پنجره‌ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی‌ها را
جشن می‌گیرد
و بهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است!

همه‌ی چلچله‌ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه‌ی جشن اقاقی‌ها را
گل به دامن کرده است!

باز کن پنجره‌ها را ای دوست!
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ‌ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست
توی تاریکی شب‌های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه‌ی گل‌های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه‌ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن‌زار ببین!
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه‌ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی‌ها
جشن می‌گیرد!

خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره‌ها را
و بهاران را باور کن...
نویسندگان
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan