هواتو کردم

خسته‌ام از این روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


زبان مادری، سرزمین مادری

مادر همه چیش قشنگه چه روزش بو ،چه زبونش بو و چه سرزمینش؛امروزَم هم روز خوشه هم روز سرزمینش ( ۱۸ اسفند روز ملی بوشهر)، سرزمین بی زبون هم خو فایده نداره پس مونم زبونشه اضافه ایکُنُم:)


شعری که دومَن( پایین) ایخونین به مناسبت روز بوشهر و پست زبان مادریِ آقاگله :

سی بوشِر هیچکه دِلش مثل مو غمگین نبیده (سی:برای _ بوشِر: بوشهر _ نبیده: نبوده)

دل هیچکی مثِ مُو , یه کاسه ی خین نبیده (مُو:من _ خین: خون)

بخدا وختی که فکرش می کُنم , تَش می گیرُم (وختی:وقتی _ تَش: آتش)

هیچکه دردِش مثِ مو , اینهمه سنگین نبیده

اُوِ دِریاش که میگِن شورِن و خِرّه نِمِکن (اُو: آب _ خِرّه: پُر)

سی مو مثل شِکِرن , شیرین تر از این نبیده 

تو کیچه پس کیچه هاش , وختی که تیفون می پیچه (کیچه:کوچه _ تیفون: طوفان)

هیچ غُناهِشتی ایجور دلکش و شیرین نبیده (غُناهشت: صدای بلند)

اَی صِدُوی غِرّه طراقاش شُو بارونی خِشِن (صدوی:صدا _ غرّه طراق: رعد و برق)

ازو خَش تر بخدا , تاچین و ماچین نبیده (‌اَزو: از او_ خَش:خوش)

خیلی شهرا نبیده , وختی که بوشِر بیده تِش

مث بوشر زیتَرا شهری خوش آئین نبیده (زیترا: قدیم‌ها)

اگه حالا ایجورِن , غربت غم تو دِلِشن

 زیتَرا مثل حالا , اینهمه دل خین نبیده

تُوسّوناش اگه گرمِن , مِگه تخصیر خوشِن؟ (توسون: تابستون _ تخصیر: تقصیر)

اُو هواش ایجورین , بیخودی همچین نبیده (اُو هواش: آب و هواش)

تو زمسّون عوضش مثل بهارن زمیناش (زمسون:زمستان)

هر کجا سیل می کنی , بی گل و نسرین نبیده (سیل کردن:نگاه کردن)

سی چه میگین کیچه هاش اُوشُلی و پر سَبَخِن (اُوشُلی: مخلوط آب و خاک _ سبخ: شوره)

کیچه هاشَم بخدا , ایجور که میگن نبیده

پس اَفتو که بری دل سی بوشِر پر می زنه (اَفتو: آفتاب)

خاک هیچ جُوی دیگه دامنگیر و سنگین نبیده

“ دکتر سید جعفر حمیدی – سال ۱۳۷۳ "


پ‌ن۱: گوش کنین آهنگ همی شعره از امیر میرشکاری (مسئولیت قر بعدش با خوتونه😁)



پ‌ن۲: کلیپی که دومَن ایبینین بخشی از یکی از شعرل(شعرهای) محلی و دَوّاره( رقص سنتی بوشهر)است که تو دومین روزِ هشتمین جشن فرهنگ گناوه( ۱۲ تا ۱۸ اسفند) برگزار آیی:)

هشتمین جشن فرهنگ گناوه_ اسفند ۹۶

پ‌ن۳: روز مادر و روز ملی بوشهر( روز تاسیس مدرسه‌ی سعادت) به همتون مبارک:)

روز مادر.. روز زن.. روز بوشهر.. و.... همگی مبارک! :)
چرا شهر ما روز ملی نداره پس؟! این تبعیضه! :| :)
ممنونم به شما هم مبارک:)
اقا همه جا و همه روز دارن حتما شما خبر ندارید،منم‌ تازه پارسال فهمیدم بوشهر روز داره:))

بر شما هم مبارک بانو جاااااان
آهنگ هم بسیار چسبید :دی
ممنونم عزیزم:)
خدا رو شکر:)
چقدر خوبه این لهجه :))
یاد و خاطرات دوران دانشجویی برام زنده شد. اون هم‌اتاقی جنوبی خون گرم. و اون لهجه دوست‌داشتنیش.
هم روز بوشهر مبارک باشه و هم روز عیدتون.
زنده باشید و سلامت.
بله بله تایید میکنم:))
احتمالا از همونجا انقدر خوب لهجه‌ی ما رو می‌فهمید،البته خودتون هم لهجه‌تون خیلی شبیه ماست:)
ممنونم،عید شما هم‌مبارک:)
خیلی ممنونم، همچنین:)

مبارک ها باشه
خیلی ممنونم،بر شما هم مبارک:)
جمعه ۱۸ اسفند ۹۶ , ۱۳:۵۵ مریــــ ـــــم
وااااااااااااااااااااااااای
عالی بوددد فرشته
عزیزم،خوشحالم که خوشت اومده:)
جمعه ۱۸ اسفند ۹۶ , ۱۷:۱۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
چه لهجه های قشنگی:-)
ممنون،قشنگی از خودتونه:))
ای جااااااااانم میارک مباااااارک*-*
ممنونم، عید تو هم مبارک:)
آخر ما رو هم بوشهری می کنید

روزتان مبارک
خیلی هم‌ خوبه، چی بهتر از این:))
ممنونم،عید شما هم مبارک
قشنگ بود ترانه هه :)
فقط به درد رانندگی در جاده خلوت میخوره!
قابل نداشت:)
اره که یه وقت خوابتون نبره:))
آی فرشته :) 
روز بوشهرمون مبارکمون باشه :) 
من این ترانه رو با صدای محسن شریفیان شنیده بودم ولی میرشکاری شاد خونده :دی
جفتشون شنیدنین :) 
فکر کنم تنها کسی که به ترجمه ها نگاه نکرده موقع خوندن خودم بودم :)) 
بله خیلی مبارک:)
اهنگه یه خرده غمگینه ها ولی دیگه تنوع به خرج داده شاده خونده، ایضا که صداش قشنگه:)
دیگه تو که نباید نگاه کنی، تو باید تو ترجمه به بقیه کمک کنی:))
چرا فکر نمیکنی شاید من تو اداره بخوام گوش بدم؟؟ هاان؟؟ :|| الان مسئولین کجان جوابگو باشن؟؟ 
جنوب عشقه ^___^ اصلا فرشته تو خودت قشنگ گرمای جنوب رو داری :)
عزیزم تو قرن های اخیر چیزی به نام هندزفری و هدفون اختراع شده که میتونی راحت باهاش گوشی کنی:))
خودتم عشقی جانم و حس خوب اذربایجان رو هم‌ داری:**
عزیزم هندزفری همراهم هست، میگم قرار کمرو چیکارش کنم؟؟ 
دیگه گفتم که مسئولیتی در قبال قرها ندارم:)) 
میتونی ارباب رجوع رو بیرون کنی،در رو قفل کنی، خودت رو خالی کنی و بعد در کمال ارامش در رو باز کنی و به کارت ادامه بدی:))
همکارام نیستن امروز، رفتم سمت در تا ببندمش حداقل یه سری تکون بدم و بشکنی بزنم، اینجا یه عمو دارم اد همون لحظه اومد اتاق :|
سلام‌ منو به شانست برسون:))

یادمه غواصها که پیدا شده بودند، یه شعر خوندم که ظاهرا به زبان بوشهری بود. خیلی قشنگ بود. سرچ کنید و بخونید.
اولش اینجوری شروع میشد:
ننه ام میگفت بوام قنداقه شو دید
ما جنوبی ها تو قسمتی از لهجه و کلمات و ... شباهت و اشتراک داریم، این شعر به لهجه‌ی آبادانی گویا سروده شده، ولی خب کاملا بوشهری هم هست، یعنی گویش و کلماتی که استفاده کردن کاملا با ما مشترکه:)
ممنونم بابت معرفی شعر، خیلی قشنگ بود:)
لهجه قسنگ ولی سختی دارید
نه سخت نیست، یه کم نیاز به تمرین داره:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز کن پنجره‌ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی‌ها را
جشن می‌گیرد
و بهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است!

همه‌ی چلچله‌ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه‌ی جشن اقاقی‌ها را
گل به دامن کرده است!

باز کن پنجره‌ها را ای دوست!
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ‌ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست
توی تاریکی شب‌های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه‌ی گل‌های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه‌ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن‌زار ببین!
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه‌ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی‌ها
جشن می‌گیرد!

خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره‌ها را
و بهاران را باور کن...
نویسندگان
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan