هواتو کردم

خسته‌ام از این روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


ازدواج آسان

بنر را در شهر دیده بود،به محض اینکه کیف و چادرش را در آورد با ناراحتی گفت:
_بنر ازدواج آسان رو سر خیابون مخابرات دیدی؟
_ نه! ولی گفته بودن میخوان مراسم‌ بگیرن.
_ توش نوشته جشن ازدواج چهار زوج نیازمند به همت خیرین گمنام، تو تالار طاووس، ورود هم برای عموم آزاده.
ناراحت شدم، از خانم"س" پرسیدم که گفت چند نفر دیگر هم همین انتقاد را داشته‌اند، از مسئولین پیگیر شده‌ایم که عذرخواهی کرده و گفتند سهل انگار بوده!
دوباره چندماه بعد همین اتفاق در بنر جشن دو زوج دیگر افتاد"مراسم ازدواج آسان با اهداء جهیزیه به دو زوج نیازمند به همت خیرین گمنام!"
دوباره همان ماجرای قبل و همان حرف‌ها پیش آمد و حتی بعضی از دوستان مشارکت کننده در برگزاری جشن هم اعتراض کردند.
تا شب نیمه‌ی شعبان! فاطمه(دوستم) از چند روز قبل اطلاعیه‌ی چندین مراسم را برایم فرستاده بود و اصرار داشت که حداقل یک شبِ نیمه‌ی شعبان را همراهش باشم،بالاخره قبول کردم، مقصد اول‌مان《جشن ازدواج آسان در دانشگاه پیام‌نور با اهداء جهیزیه به ۱۴ زوج》بود، از در حیاط دانشگاه که داخل رفتیم چهارده [نیمچه]جهیزیه‌ی چیده شده در کنار ضلع غربی دانشگاه توجه‌مان را جلب کرد،روی صندلی‌ها نشستیم و منتظر شروع مراسم شدیم، اولین قسمت برنامه مولودی خوانی حاج حسین معینی بود،قسمت بعدی سخنرانی خطیب توانمند(به قول خودشون)اقای.... بود،نزدیک به نیم ساعت از خاطرات و فواید ازدواج آسان و ازدواج در سنین پایین و ... صحبت کرد،نزدیک به سه بار گفت"همین یه جمله رو بگم و عرضم تمام!" وقتی الحمدلله بخش اول حرف‌هایش به اتمام رسید گفتم"می‌بینی دوساعته داره حرف می‌زنه؟الان برو بپرس می‌بینی حاج‌ اقا خودش زن نداره!"بخش سوم برنامه خواندن خطبه‌ی نمادین ازدواج دو زوج بود(که تا خوندش موهای سرمون سفید شد:D)،در بخش اخر مراسم که قاعدتا باید اهداء ۱۴ جهیزیه باشد خانم مسئول خیریه‌ی کشوری ... بالا آمد و اعلام کرد که فردا ساعت ۱۱ صبح در مصلی نماز جمعه مراسم اهداء ۱۴ جهیزیه به ۱۴ زوج نیازمند را برگزار می‌کنند (گویا جمعیت کم بوده خوب تو دید نبودن)،من و فاطمه نگاهی به هم کردیم،با حرص گفتم:"الان دقیقا چه لزومی داشت که تاکید کنه اهداء به ۱۴ زوج نیازمند؟" و فاطمه گفت"بگو اصلا چه لزومی داره تو مصلی و جلوی همه‌ی مردم؟!"خواستیم همین نکته را گوشزد کنیم که یادمان افتاد باز هم سهل‌انگاری بوده و مسئولین پوزش می‌طلبند!
+از بعضی مسئولین خیریه‌ها عاجزانه خواهشمندیم کار خیر‌‌ نکنید! والا اینگونه انجام دادن کار خیر انجام ندادنش به ثواب نزدیک‌تر است تا دادنش!
شاعر می‌فرماید: "خدایا! به حق شاه‌مردان؛ مرا محتاج نامردان مگردان"
++ امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: المومن اعظم حرمة من الکعبه (حرمت و آبروی مومن از حرمت کعبه بالاتر است)
دین لقلقه زبانهاست‌. از دوره امام حسین تا همین الان و اینده... یادداشت خوبی بود ممنون
چی بگم والا، خیّر خوب هم هست ولی خب گاهی بعضی‌ها یه کارهایی میکنن که ادم نمیدونه چی بگه.
تشکر:)
سلام :)

البته که حفظ حرمت و آبروی مومن مهمتره ...

این کارها پنهانی باشه بهتره :)
سلام:)
همینطوره، میتونن بگن اهدا کردن حتما که نباید همه بفهمن اون بندگان خدا کی بودن اخه.
ریاکار های احمق عقب افتاده :(

واقعا خدا هیچ کس رو محتاج خلقش نکنه:(
کارِ خیر رو که فریاد نمی‌زنن -_-
اونم اینطوری :(
اره واقعا اونم اینطوری:(
یادمه یه مراسم جشنی داشتیم تو محل کار سابقم .
من تا حدودی مسول این داستان جشن بودم یه سری از همکارام گفتند فلانی میخوایم صدا و سیما دعوت کنیم این چیزا و کلا به چشم بیاد مراسم .
یادم نمیره خیلی اصرار به این داستان داشتند ولی من موافقت نکردم گفتم اگر قراره این داستان اتفاق بیافته نه تنها خودم نمیام بلکه به تک تک خانواده ها زنگ میزنم اون روز مورد نظر نیان .
از اون ها اصراز  از من انکار تا اینکه به مسولین تهران گفتم با ذکر دلیل موجه و کلا باهاشون اتمام حجت کردم که اگر قراره مسول این داستان من باشم من میگم صدا و سیمای استانی نباید اینجا باشه حتی اگر خیرین هم حضور داشته باشند من این کار رو نمیکنم
بلاخره حرفای منو مسولین تهران قبول کردند و قرار شد تو شهرمون همکارای منم با این داستان کنار بیان و خدا رو شکر کنار اومدند.
نخواستم از خودم تعریف کنم(لطفا ریا محسوبش نکنین درضمن یه دوره ی بود که این ماجرا هم تموم شد) 
 ولی واقعا این حرفت رو قبول دارم .
چون هر چیزی قابل جار زدن نیست حتی اگر خیری توش نهفته باشه.
بخصوص آبروی دیگران بخصوص این خانواده ها که شده حتی صورت شون رو با سیلی سرخ میکنند ولی نمیذارن کسی بفهمه چیزی  مثلا برای خوردن ندارند امیدوارم بقول تو ، مسئولین خیریه ها این چیزها رو دریابن و اون لحظه خودشون رو جای همون شخص همون خانواده  بذارند.
و بفرموده ی پیامبر :
آنچه برای خود میپسندی برای دیگران بپسند و آنچه را نمی پسندی برای دیگران نپسند.


ببین گفتن تجربیات و خاطراتش و ... به نوعی میشه تبلیغ خیرات که حالا شاید گاهی ریا هم قاطیش بشه اما این خیلی فرق داره با اینکه بخوای واسه تبلیغ و گسترش کارت به اسم کار خیر ابروی چند نفر رو ببری، میخوان مراسم بگیرن و تبلیغ کنن باشه کمک هزینه بدن بهشون خودشون مراسم‌ بگیرن،جهیزیه میخوان بدن خودشون تو خفا بدن نه اینطوری با ابروی چندتا جوون و خانواده‌هاشون بازی کنن.
خدا هیچ کسی رو محتاج خلقش نکنه:(
اون حدیث اخری که از حضرت علی(علیه السلام) گفتی رو اگه هر کس تو زندگیش پیاده کنه دنیا گلستون میشه:)

چه نکته ی خوبی رو گفتی!
اینو نمیشه یه جوری حلش کرد که هویت و آبروی زوج ها محفوظ باشه؟
چرا نشه؟‌مثلا همون شب خانم‌ مسئول اومد بالا و گفتnتا جهیزیه تو سراسر کشور و حدود ۳۷۵ تا(اگه عددش درست یادم‌ مونده باشه)تو سطح استان بوشهر دادن، خب اینا مدارک داره،اسناد و فاکتور و ... داره اگه کسی بخواد به عنوان خیّر کمک کنه میتونه مراجعه کنه و اسناد رو ببینه نه اینکه حتما بیان تو وسط مردم بدن بهشون.
+ اون دوتا زوجی که نمادین عقدشون کردن از نیازمندها نبودن فقط یکیشون عقدش و دیگری عروسیش با شب نیمه‌ی شعبان همزمانی داشت و ازشون خواسته بودن بیان نمادین اونجا هم باشن:)
اره واقعاا
اینجور ادم ها کار خیر میکنن تا به چشم بیان
مثلا همین افرادی که تو تلوزیون نشونشون میدن
چی بگم والا!
حالا تو تلویزیون نمیگن نیازمند میگن نمادین اوردیم مردم شاد بشن:)
گر برای خداست ، خودش آگاه است... 
دین داری آسونه تا رو زبونه.
اره به عمل که میرسه کُمیتمون لنگ میزنه.
چهارشنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۷ , ۱۸:۳۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
بزن باران خدا بازیچه‌ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید عام کردند
بزن باران که دین بازیچه‌ای شد
که با آن‌ کسب ننگ و نام کردند
قسمت بامزه اش اینه که "خیرین گمنام"!! 

دقیقا:|
چهارشنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۷ , ۲۱:۰۱ ســــامیـــ یــو ایـکســـــــــــ
تا بوده همین بوده
دیگه کم کسی پیدا میشه بدون سر و صدا کاری انجام بده،حتما باید یه سر و صدایی بشه ...
ملت متفکر ما دیه حناش رنگی نداره،واقعا خیلی چیزارو دارن ب اسم دین و اسلام به مردم قالب میکنن یا افکار دارن اینجوری عوض میکنند و خودنمایی میکنند
من اگر جای شما بودم،با صدای بلند و واضح یه انتقاد تندی میکردم که سرجاش میخ کوب بشه × :دی
خیرین گمنام بلاخره موفق شدن یا نه ؟
بی انصافی نکنیم خیرین خوب هم هستن که تو خقا کار میکنن،من چند نفر رو می‌شناسم که اتفاقی فهمیدم و خودشون هیچ وقت نگفتن، اما خب اینجوری هم هست متاسفانه.
نتیجه‌اش نداشت، ولی بعدش تو فضای مجازی کلی سروصدا درست کرد گویا.
والا من مراسم فردا رو نرفتم و نمیدونم بالاخره جهیزیه رو دادن یا نه اما مراسم مصلی برگزار شد.
حالا جای شکرش باقیه به همون گناوه و دانشگاه و مصلی بسنده کردن :|
خیریه‌شون کشوریه:|
عروس داماد هم بودن؟
همه دیدنشون؟!؟!
اون ها بی جهاز بمونن آبروشون بیشتر محفوظه که
دوتا عروس و دامادی که اوردن برای عقد نمادین جزء نیازمندها نبودن فقط چون یکیشون مراسم عقدش و یکیشون مراسم عروسیش با نیمه‌ی شعبان همزمانی داشت اورده بودنشون تو جشن جهت شادسازیه مردم:)
اره واقعا، کسی که واسه دوتا تکه جهیزیه ابروش بره همون جهیزیه نداشته باشه بهتره به نظرم:(
اصلا ناخودآگاه نچ نچ کردم و آه کشیدم... 
هعی...
آقااا پست عروسی ۲ چی شد؟؟من گذاشته بودم الان بخونمش :(((
اونها پست‌های موقت بودن که برشون داشتم:))
بخوای برات می‌فرستمش:)
تف تو ریا 
جای تأسف داره واقعا 
واقعا :(
آره آره بفرست واسم مرسی :)
باشه:)
خواهش میکنم:)
چقد زشته این کارها...کی میخوایم دو سه دقیقه توی عمرمون فکر کنیم...؟:(
ما عموما یا فکر نمی‌کنیم‌ و عمل می‌کنیم یا فقط فکر می‌کنیم و عمل نمی‌کنیم که در هر دو صورتش نتیجه‌ی خوبی داره عموما:|
بلی...

کرم داران عالم را دِرَم نیست
دِرَم داران عالم را کرم نیست...
:)
آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه‌ی پشیمنه بینداز و برو
خود بهزیستی یا کمیته ی امداد وقتی میخواد یکی رو تحت پوشش قرار بده از کل محله میاد تحقیق میکنه ببینه طرف واقعا محتاجه یانه!
دیگه رسما آبرو برای اون طرف نمی مونه با این اوضاع
کاش می شد که تو کشور غیراسلامی با مردم و مسولان مسلمان زندگی کنیم!
خیلی یادداشت خوبی بود عزیزم
خب اینم یه نمونه‌ی دیگه از تو بوق کردن ولی خب برای این یکی راه خاصی به ذهن منم نمیرسه،از کجا باید بفهن ایا واقعا فرد محتاجه یا نه؟ کما اینکه هستن افرادی که نیازمند نیستن ولی بازم‌ تحت پوشش کمیته‌ی امدادن:|
ممنون:)
به نظر منکه کار خیر رو هم باید نشون داد هم باید پنهان باشه یعنی نصف نصف ولی نه اینکه خود کسیو که میخوایم کار خیر براش انجام بدیم رو به همه نشون بدیم مگر اینکه خود طرف راضی باشه یا برای تبلیغی هست که افراد دیگه هم بهش کمک کنن در غیر اینصورت خیلی کار زشت و احمقانه ایه! 
تو نظرات گفتم، گفتم اگه برای تبلیغ حسنات بیایم کار خیر رو بگیم بد هم نیست چون بقیه هم تشویق میشن اما لزومی نداره حتما خود اون بندگان خدا رو ببریم جلوی مردم و جار بزنیم که هی اینا به کمک نیاز دارن ما بهشون کمک کردیم، حالا چند نفر از اون جمع حاضر به خیریه‌ی اونها کمک میکننن؟۰/۱ شاید؛ کار سند و مدارک داره، هر کس خواست کمک میکنه میتونه در اختیارش بذارن.
فرشته جان میتونن کاری رو بکنن که بزرگان دین مون کردن. آیا حضرت علی وقتی میخواست به کسی کمک کنه میرفت از کل محل پرس و جو بکنه؟!
درسته که نمیتونیم حضرت علی باشیم ولی تقلید که میتونیم بکنیم. اینکه کسی نیازمند واقعی باشه راه های شناخت بسیاری داره. همون طور که خودت هم گفتی خیل یها نیازمند واقعی هم نیستن و تحت پوششن.
نه ولی ایا جوامع و شهرهای اون موقع گستردگی الان رو داشت؟ شناخت مردم از همدیگه تا این حد بود؟ راستش واقعا تو این مورد نمیدونم حق با کیه و راه درست چیه، چون شنیدم چه کسایی پارتی بازی میکنن و میرن زیر پوشش و چه کسایی که نیازمند هستن حمایت نمیشن.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز کن پنجره‌ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی‌ها را
جشن می‌گیرد
و بهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است!

همه‌ی چلچله‌ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه‌ی جشن اقاقی‌ها را
گل به دامن کرده است!

باز کن پنجره‌ها را ای دوست!
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ‌ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست
توی تاریکی شب‌های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه‌ی گل‌های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه‌ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن‌زار ببین!
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه‌ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی‌ها
جشن می‌گیرد!

خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره‌ها را
و بهاران را باور کن...
نویسندگان
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan