هواتو کردم

خسته‌ام از این روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


...

از درد ترک خورده و از زخم کبودیم

کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم


δ   δ
  ≈
متن و تصویر خوبیست :)
ممنونم:)
روزگارِ لعنتیِ دوست‌داشتنی...
خدا کنه لعنتیش برات حذف بشه:)
بیت خیلی قشنگ و ضمنا حال خوب کنیه :)
قشنگ بله ولی حال خوب کن؟ ماشالا و الحمدلله یه مدت انقدر حالتون خوب شده که حتی تو این بیت غم‌انگیز هم حال خوب می‌بینید:)
سلام. شعر مال خودتونه؟
سلام
خیر:)
+‌هیچ کدوم از اشعاری که نوشته میشن و شدن مال من نیستن مگر اون یکی،دو موردی که ذکر کردم:)
سه شنبه ۱ خرداد ۹۷ , ۰۸:۳۶ دختری از جنس باد
👌👌🌹
:)
سه شنبه ۱ خرداد ۹۷ , ۰۹:۲۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
هر چه تبر زدی مرا، زخم نشد جوانه شد...
شعر من از عذاب تو گزند تازیانه شد
ضجه‌ی مغرور تنم ترنم ترانه شد
قشنگ بود

در خرمن صد زاهد و عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم...


ممنون:)

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
اتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
چه مانتو خوشگلی
:)
متاسفانه اینبار باهات هم سلیقه نیستم:)
سلام صبح بخیر :)
سلام
ظهر شما هم بخیر و شادی:)
چه خوب نوشتی
دست شاعرش درد نکنه:)
بابا خیلییی خوبه فرشته
گلش بزرگه و رنگش یه جوریه، اگه گلاش ریز بود و بیشتر بود شاید بیشتر خوشم می‌اومد:)
اینکه گلاش بزرگه و فضای خالی خوبی داره مانتورو خوشگل میکنه
از منه نیمچه نقاش بپذیر اینو
بخاطر تو میپذیرم ولی خب انصافا با سلیقه‌ی من خیلی نمی‌سازه:))
آره حال خوب کن بود برام :/ 

یه حس خوبی مثل خستگی بعد تمرین :/ D:

مصراع دومش رو دوست دارم . همون صبح که خوندمش حفظش کردم.  صبح تو کلاس چند باری تو ذهنم مرورش می کردم ☺


الحمدلله:)
چه لاکچری:D

اره کلا شعر قشنگیه:) یه بیت دیگه هم از شعرش قبلا گذاشته بودم همینجا:
تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته است
از غیرتمان بود نوشتند حسودیم
به به :)) یادم رفته بود یه دوره ای لاکچری زندگی می کردیم :))

صبح سرچ کردم تو نت خوندمش :) قشنگه شعرش ...

شمام زیاد پستای غمگین نذار . میبینی که چقدر متاثر میشیم ؟ :)) :/ 
خوبه یادتون اوردم:)

آفرین:D
اره خصوصا شما که مشخصه خیلی روتون اثر گذاشته:))
چقدر قشنگ بود
تو دفتر شعرم مینویسمش
منم معمولا ابیات قشنگ رو تو دفترم یادداشت میکنم:)
خیلی قشنگ بود.🙂🙃☺
موافقم:)
بین این همه نظر من ترجیح میدم اسباب سفر رو براتون مهیا کنم:)
سفر؟ 
متوجه نشدم متاسفانه:)
نمیدونم چرا احساس کردم دلتون هوای تصویر توی عکس رو کرده
گفتم بانی بشم برید اونجا:)
البته سفر آخرت توی این ماه پر برکت هم نعمتیه:)
آها:)) دلم که هوس سفر کرده ولی خانواده قولش رو دادن برای بعد کنکور، تا خدا چی بخواد:)
نه دستتون درد نکنه من هنوز اماده‌ی سفر اخرت نیستم ولی به وقتش حضرت عزرائیل همگام خوبیه:)
همین ترک خوردنا و کبود شدنا از آدم کوه میسازه
باعث بزرگ شدن ظرفیت وجودیمون میشن
خیلی خوب بود بیتش (:
از کیه؟
اره خب ولی سخته، سخت میگذره تا به اون نقطه‌ی اوج برسی:)
حامد عسکری:)
به به :)
:)
زیبا بود...
خوشمان آمد
خدا رو شکر:)
چهارشنبه ۲ خرداد ۹۷ , ۰۰:۰۲ ســــامیـــ یــو ایـکســـــــــــ
جالب بود
عکس هم بجا و مناسب
در کل عالی
ممنون:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز کن پنجره‌ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی‌ها را
جشن می‌گیرد
و بهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است!

همه‌ی چلچله‌ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه‌ی جشن اقاقی‌ها را
گل به دامن کرده است!

باز کن پنجره‌ها را ای دوست!
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ‌ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست
توی تاریکی شب‌های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه‌ی گل‌های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه‌ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن‌زار ببین!
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه‌ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی‌ها
جشن می‌گیرد!

خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره‌ها را
و بهاران را باور کن...
نویسندگان
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan