هواتو کردم

خسته‌ام از این روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


کوله پشتی مهر

فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ 》 
"پس هر که هم‌وزن ذره‌اى نیکى کند [نتیجه] آن را خواهد دید"

احسنت
چقدر آدم رو خوشحال میکنن این خرکت های به ظاهر کوچیکذولی در واقع تاثیر گذار و مهم :)
همینطوره، امیدوارم استقبال خوبی بشه و حرکات قشنگی شکل بگیره ان‌شاءالله :)
چ کمپین قشنگگگگگگی...مرسی از اونایی که مسئولیت این کمپین و قبول میکنن و باعث شادی بچه ها میشن واقعا♥
اره واقعا قشنگه، ان‌شاءالله که حرکت خوب و قشنگ و بزرگی شکل بگیره :*
سعیکم مشکوووور
ممنونم 
سلام دوستان 
با تبلیغات گوگل در پارس ادوردز فروش خود را دو برابر کنید
همین امروز کسب و کار خود را با تبلیغ در گوگل ارتقا دهید.
https://parsadwords.com/
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز کن پنجره‌ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی‌ها را
جشن می‌گیرد
و بهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است!

همه‌ی چلچله‌ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه‌ی جشن اقاقی‌ها را
گل به دامن کرده است!

باز کن پنجره‌ها را ای دوست!
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ‌ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست
توی تاریکی شب‌های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه‌ی گل‌های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه‌ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن‌زار ببین!
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه‌ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی‌ها
جشن می‌گیرد!

خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره‌ها را
و بهاران را باور کن...
نویسندگان
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan