هواتو کردم

خسته‌ام از این روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


زن،زن، زن...

ساعت حدود دوازده ظهر است،آفتاب سوزان مرداد مستقیم می‌تابد و هر جانداری را بی‌جان می‌کند ،از خیابان وارد کوچه می‌شوم. جلوتر چشمم به اوستا نماکاری می‌افتد که دیوار بیرونی منزل همسایه‌ را سرامیک می‌زند ، چفیه‌ای را دور موهایش بسته و لباس‌های نازکش غرق در عرق خیسِ خیس است.
موتور پسر همسایه از کنارم می‌گذرد و در سمت دیگر کوچه، جلوی منزل‌شان می‌ایستد؛ صدای مکالمه‌یشان از دور به گوشم می‌رسد.
[پسر همسایه از دور فریاد می‌زند]_کار کردن تو ای گرما حرومه(حرام) والا، پیلی(پول)که تو ای گرما در بیاری هم حرومِ حرومه بخدا!
[اوستا نماکار از سمت دیگر کوچه می‌گوید]_ زن و بچه داری؟!
پسر همسایه که صدای اوستا را درست نشنیده می‌پرسد: چه ؟
_میگم زن گرفتیه؟
میان اوستا و پسر همسایه رسیده‌ام ، با دستمال کاغذی عرق‌های نشسته روی صورتم را پاک می‌کنم، عینک آفتابی را کمی بالاتر می‌آورم تا بتوانم راحت‌تر اوستا را ببینم!
_ نه!
[اوستا نگاهی به من می‌اندازد و لبخند کم‌جانی می‌زند]_هی... همی زن و بچه‌ نداری که ایطوری میگی نه؛ زن ، زن ، زن‌ ...
شنبه ۲۰ مرداد ۹۷ , ۰۰:۲۸ رضا `پسر از جنس پدر`
به خدا من به اون اوستا حق میدم زن نداری که بفهمی چه میکشد ... زن زن زن
مگه شما زن داری؟:)
من که نگفتم حق نداره!
چقدر عاشقانه بود حرف اوستا:)
تقریبا:)
چه زیبا...
هووم :)
بسیار  عالی
ممنون 
شنبه ۲۰ مرداد ۹۷ , ۰۰:۴۲ رضا `پسر از جنس پدر`
خدانکنه زن موجود است آورنده بالا بر زندگی ولی خدا هیچ خونه ای رو بدون بلا نکنه و نه من به حرف اون پسر همسایه میگم که میگه حرومه تو گرما کار کردن
نفهمیدم چی شد، خدا نکنه رو برای زن داشتن گفتید؟:|
اون پسر هم هنوز جوونه،داغه حالیش نیست:))
زنی که مادر می‌شه و بهشت زیر پایش است باید برایش پر پر زد عرق ریختن که سهله!
زیبا بود موفق باشید

چه حرف قشنگی زدید، البته معمولا مردها هم بیرون از خونه زحمت می‌کشن، خصوصا تو این گرونی:|
ممنونم، همچنین:)
واقعیت زیبایی بود...فقط نمیدونم چرا پسره می گفت حرومه؟ چه زبطی داره به حروم؟
همینطوره ...منظورش این بود که تو این گرمای وحشتناک جون بکنی و کار کنی بخاطر پول خیلی بده، منظورش از حروم خستگی و ازاری بود که باید بخاطرش تحمل کنی و بعد پوله راحت خرج بشه، نه خود واژه‌ی حرام تو فرهنگ لغت شرعی:)
شنبه ۲۰ مرداد ۹۷ , ۰۰:۵۰ رضا `پسر از جنس پدر`
بی خیال الان دعوا میشه . بله برای خنده گفتم سوء برداشت نشه
دعوا نمیشه ولی خیلی هم دلتون بخواد:))
دوباره یاد حرف‌های اون کشتی‌گیر و خانمش افتادم. همونی که گفت دنبال هیچی نرو.
اره یادمه، دوستان برداشت عشق از حرف اوستا کردن ولی من علاوه بر علاقه برداشت نق زدن خانم‌ها که مرد رو مجبور به کار میکنه هم کردم راستش:))
:) 
خدا این غیرت و همت رو از مردا نگیره و محبت رو از زنا ... 
وقتی با هم باشن معجزه می کنن :) 
وسط گرما عرق می ریزی و با عشق کار می کنی ...
:)
آمین:)
البته علاوه بر عشق اجبار هم هستا، دیگه زندگی خرج داره،مرد هم مسئول درآمد خونه است مجبوره کار کنه:)
من راستش علاوه بر عشق و علاقه مقداری خستگی و اجبار رو هم احساس کردم:)
شنبه ۲۰ مرداد ۹۷ , ۰۱:۱۰ رضا `پسر از جنس پدر`
واسه یه مرد هچوقت دلتون بخواد از این چیزا ها نگید من به شخصه اهل بحث اینجور مسائل هستم مرد زیر بار حرف زور زن نمیرود .
آیت الله پسری از جنس پدر :)
والا خیلی از پسرها دلشون میخواد، تازه خیلی‌هاشون می‌تونستن چندتا هم می‌گرفتن فقط به حول و قوه‌ی الهی جیب یاری نمیکنه:))
حرف زور؟ اینکه گفتم خیلی هم دلتون بخواد زن بگیرید حرف زوره؟!
ایت‌الله؟ فراموش کردید من خودم حضرت فرشته هستم؟:D
مجاهد فی سبیل‌الله
همینه :)
شنبه ۲۰ مرداد ۹۷ , ۰۱:۲۰ رضا `پسر از جنس پدر`
بله مرد هر موقعه بخواد اراده کنه میتونه زن بگیره این که زوری میگید خیلی هم دلش بخواد کمی سنگین تموم میشه حضرت فرشته  بعدشم این مرد که تصمیم نهایی رو میگره مرد مرد مرد :))))
البته اینجوری‌ها هم نیست، نه قانون و نه شرع و نه حتی جیب اجازه‌ی هرگاه اراده کنه رو نمیدن، مردها خودشون برای خودشون چیزهای جدید در اوردن:)
چه افکار مرد سالارانه‌ی بدی تو ذهنتونه:| فعلا مرد مردتون گرمه مزاحم نمیشم، زن که گرفتید ان‌شاءالله بیاید در موردش بیشتر صحبت کنیم:)) اون موقع می‌فهمید زندگی درست و حسابی تصمیم رو توش دو نفر با هم میگیرن:)
بیاید از این بحث‌ها بیرون، چیزی توش در نمیاد:)
اون میگه زن، زن، زن!
من میگم غیرت، غیرت، غیرت..
اره غیرت، میدونی غیرت خیلی کلمه‌ی قشنگیه هم برای مرد و هم برای زن، ولی برای مردها بیشتر، مردی که غیرت نداشته باشه هیچی نیست به نظرم:)
افرین به دقت و توجهت  به اطراف و ایده کردنش برای نوشتن:)
میدونی این‌ مال دو سال پیشه، هرگاه هوا گرمه و عرق می‌کنم یاد اون روز می‌افتم.
واقعا درود به شرف مردهایی که تو گرما انقدر زحمت می‌کشن:)
شنبه ۲۰ مرداد ۹۷ , ۰۱:۳۶ رضا `پسر از جنس پدر`
بله از مبحث بیرون میایم ولی این درسته و زن و مرد با هم تصمیم میگیرن ولی تصمیم نهایی رو مرد صادر میکنه یه خانواده زمانی به سعادت حقیقی میرسن که زن و مرد پشت هم باشند و برای پیشرفت و رشد تلاش کنن . و در آخر همه ی نوشته ها طنز بود :))))
و من الله توفیق

اصل اینه که هر دو نفر موفق باشن و تصمیم رو قبول داشته باشن حالا هر کی میخواد اخر بگه بگه:)
یه لحظه احساس کردم‌ واقعا حاج آقا رفته رو منبر:)) ولی جملات اخر قشنگ بود:)
چقدر قشنگ بود:) 
+گرمایی که پستت داشت با خنکی عکس آخر پستت یه جور قشنگی به دلم نشست:))♡
قشنگی از خودته جانم:*
+خدا رو شکر که به دلت نشست،خوشحالم که خوشت اومده:)
آفرین به خانم یسنا سادات که به شما آفرین گفت :)
آفرین :)
متشکرم، لطف دارید:)
تشکر ، حال کوچولوتون بهتره؟:)
امان از زن که ما را آتش زد و رفت
بعضی زن‌ها هم همین رو به مرد‌ها میگن!
به دعای خیر شما بهتره ...
ممنون :)
خب الحمدلله :)
سلامت باشید
خدا به همشون قوت بده. همه ی کارگرایی که تو ذل گرما جون میکنن تا بریزن تو حلقوم زن زن زن :D چیه؟
ان‌شاءالله،می‌فرماد که هر کی خربزه میخوره باید پای لرزش هم بشینه:))
تازه فکر کنید زن چه موجود دوست داشتنیه که مردها با علم به این موضوع بازم از خداشونه ازدواج کنن:))

چه ساده و بی‌آلایش دوستش داره :)
هووم :)
شنبه ۲۰ مرداد ۹۷ , ۰۹:۴۴ قاسم صفایی نژاد
کامنت‌ها رو خوندم جالب بود. این حرف اوستا ربطی به عشق و عاشقی و اینا نداره‌ها. منظورش اینه که مجبورم. ربطش به مسئولیت پذیری هست.
چرا قاعدتا مخلوط مسئولیت پذیری عشق و علاقه هم هست ولی خب اره اجبار هم هست تا حدودی،به هر حال باید هزینه‌ی زندگی هم تامین بشه دیگه:)
:)))
(-:
شنبه ۲۰ مرداد ۹۷ , ۱۱:۴۰ مصطفی فتاحی اردکانی
هعی.............. زن زن زن......زن
چه آه سوزناکی، معلومه درد کشیده‌اید ها:))
چقد خوب بود..... :)
لطف دارید:)
خدا به همه ی کارگرها قوت بده .. متاهل بودن سخته .. اما همه اش که به زن ربط نداره .. خوب زن هم نداشته باشین خودتون خرج خوراک و لباستون رو که باید در بیارین .. هی تا یه چیزی میشه پای زن رو وسط می کشین :\
ان‌شاءالله ... ادم خودش تنها باشه هم خرجش کمتره هم راحت‌تر میتونه کنترل کنه، از اینور و اونور میزنه دیگه ولی دونفر یا چندنفر باشی سخته واقعا، خدا واقعا قوت و صبر و جیب پر پول بده بهشون ان‌شاءالله:)
ولی خب چیزیه که قبول کردن و باید مسئولیتشون رو انجام بدن دیگه:-)
امیدوارم اوستا از روی عشق به زن و بچه این حرف رو زده باشه نه مثل خیلی از مردها! از روی منت و پشیمونی
به نظرم ترکیبی از علاقه و خستگی بود، البته تو اون هوا واقعا هم خستگی داره، خدا بهشون تو این گرما و گرونی صبر بده ان‌شاءالله
حالا خودش بزرگ میشه میفهمه 
اره:))
خداروشکر هیچ وقت قرار نیست زن بگیریم. :)
بالاخره به عنوان زن یکی میاد می‌گیرتمون:)) خیلی فرقی نداره، ما و اون نداریم:ذD
پس تمام سعیم رو خواهم کرد هیچ وقت واهمه اذیت شدن زن و بچه اش رو نداشته باش.
آفرین:)
فرشته... 
نمیدونم دوست داری جراح خوبی بشی دندون پزشک خوبی بشی پرستار خوبی بشی معمار خوبی بشی عکاس..... 
ولی میدونم نویسنده ی محبوب و مشهوری میشی
معرکه ای:)
شاید باورت نشه ولی خودمم دقیق نمی‌دونم، امیدوارم فقط یه چیز خوبی بشم:)
قربونت عزیزم، لطف داری وگرنه در این حد هم‌ نیست:**
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز کن پنجره‌ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی‌ها را
جشن می‌گیرد
و بهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است!

همه‌ی چلچله‌ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه‌ی جشن اقاقی‌ها را
گل به دامن کرده است!

باز کن پنجره‌ها را ای دوست!
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ‌ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست
توی تاریکی شب‌های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه‌ی گل‌های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه‌ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن‌زار ببین!
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه‌ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی‌ها
جشن می‌گیرد!

خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره‌ها را
و بهاران را باور کن...
نویسندگان
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan