هواتو کردم

خسته‌ام از این روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


تفنگ سر پُر

نشسته بود و یک ریز اشک میریخت آن هم برای یک موضوع مسخره، مطمئن بودم که اگر چند دقیقه ی دیگر ادامه بدهد حتما میگرنم عود میکند.

+ عزیزم یه روز میشه به این گریه هات فکر میکنی و خنده ات میگیره!

_ تو اصلا حالمو نمی فهمی، دارم میگم معدلم شده ۱۵ !!

و دوباره با صدای بلندتری ادامه داد؛ نگاهی به او که روبروی تلویزیون لم داده بود کردم و با اخم به سرم اشاره کردم، متوجه شد ولی کاری از دستش بر نمی آمد، شانه ای بالا انداخت که یعنی اگر میتوانی خودت آرامش کن‌. 

+عزیزم منم تا همین ۱،۲ سال پیش عین تو مدرسه ای بودم، یادمه سالهای اول دبیرستان به خودم میگفتم وقتی میشه با ۱۸،۱۹ پاس کرد چرا با ۱۵،۱۶ پاس کنم؟ ولی سال آخر به این نتیجه رسیدم که وقتی میشه با ۱۰،۱۱ پاس کرد چرا باید با ۱۳،۱۴ پاس کنم؟!! 

یک دفعه از جلوی تلویزیون چرخید و با صدای پر از خنده گفت:

+ امیدوارم چند سال دیگه در مورد شوهر کردن به این نتیجه نرسی!!!

از خشم مثل لبو قرمز شدم و حسرت خوردم که چرا یک تفنگ سر پُر کنارِ دستم نیست؟

خخخخخخخ 
کی این حرفو بهت زد؟

:|
یه آشنا:)
ممنون از حضورتون
حالا گریه طرف قطع شد با این حرف یا نه؟!:)
صداش کم شد ولی قطع نشد:(
ممنون از حضورتون
:))))))
:))
ممنون از حضورت
سلام:)
خدایاازدست این بچه ها
من ک یادم نمیادبخاطرمعدل تاحالاگریه کرده باشم-_-
سلام:)
من ناراحت شدم شاید ۲ تا قطره اشک هم ریخته باشم ولی دیگه زار نزدم:))
ممنون از حضورت
:)) 

تفنگ سر پر که هیچ ! آر پی جی هم لازمه بعضی وقتا 
:))
من به همون تفنگ هم راضی بودم:)
ممنون از حضورتون
خخخخخخ وای خیلی باحال بود
😂😂
چ ادم باحالی بوده ها ...
ای ای ای همه چی شوخی با دخترا درمورد شوهرم شوخی نوچ نوچ نوچ خیلی ادم ناشی بوده ها خخخخ
موفق باشی:))
خیلی جای تفنگ خالی بود:))
ممنون از حضورت عزیزم:)
شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۰۹:۳۸ دچـــــ ـــــار
اگه منظورشو درست فهمیده باشم، پُِر بی‌راه هم نمیگه ها :) تعلل نکنیت
اون خودش میدونه هر چی تیکه بپرونه سه برابرش رو میخوره، با شما چه کنم؟:))
فعلا که عجله ندارم:))
ممنون از حضورتون
شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۱۰:۰۱ دچـــــ ـــــار
من جدی گفتم ولی :)
+ ولی شما فعلا عجله نکنید :)


من به شوخی گرفتم ولی:)
عجله ای نیست:)
ممنون از حضورتون
شنبه ۳۱ تیر ۹۶ , ۱۰:۴۸ میرزا ژوزف پولیتـزِر
البته درمورد شوهر که باید بگم ، همه بالای نوزده و نوزده و بیست و پنج صدم هستند. نداریم شوهری که زیر پونزده باشه رتبه ش . هست؟ نه والله
شوهر ۱۹ و ۲۰؟ برعکس به نظر من که خیلی کمه معمولا با تک ماده قبول میشن:))
اون خوبهاش دیگه با ۱۵ و ۱۶ قبول میشن:)))
ممنون از حضورتون
حرف حسابه دیگه

واای منم میگرن دارم
تفنگ بیارم؟؟:))
درد بدیه:(
ممنون از حضورتون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز کن پنجره‌ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی‌ها را
جشن می‌گیرد
و بهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است!

همه‌ی چلچله‌ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه‌ی جشن اقاقی‌ها را
گل به دامن کرده است!

باز کن پنجره‌ها را ای دوست!
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ‌ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست
توی تاریکی شب‌های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه‌ی گل‌های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه‌ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن‌زار ببین!
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه‌ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی‌ها
جشن می‌گیرد!

خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره‌ها را
و بهاران را باور کن...
نویسندگان
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan