هواتو کردم

خسته ام از این همه روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


چشم به راه...

از انتظار، دیده‌ی یعقوب شد سفید

هیچ آفریده چشم به راه کسی مباد

ان شاالله(بابغض)
ان شاءالله
آخ آخ آخ...
عمق این آخ هاتون رو حس کردم:(
صبر
هر چه آید به سرم باز بگویم گذرد
وای از این عمر که با میگذرد، میگذرد
انتظار خیلی لعنتیه...کاش هیچوقت نباشی "چشم به راه" :)
کاش هیچ کسی چشم به راه نباشه...
تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد
چشم انتظار باش در این ماجرا توهم 

فاضل نظری 

این دنیا که نشد
تاقیامت منتظر میمونم
خیلی زیباست

ان شاا... که میشه:)
 زنده باشید ان‌شاا...
مباد :)
مباد...
دوشنبه ۲۹ آبان ۹۶ , ۱۸:۰۲ مردی بنام شقایق ...
سلام

این که چشم به راه نیس
چشم به دریاس
سلام

معمولا چشم به راه ها اینجوری به دریا خیره میشن!
ولی نکته ی ظریفی بود:)
یافت در بی بصری گمشده ی خود یعقوب...
بصر از هرکه گرفتند بصیرت دادند!


عالی بود

به ما هم سر بزنید...
و خدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟

لطف دارید:)
حتما:)
آمینـــــ
آمین
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
با همه ی بی سر و سامانی‌ام
باز به دنبال پریشانی‌ام
طاقتِ فرسوده‌گیم هیچ نیست
در پیِ ویران شدنی آنیم

دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام
آمده‌ام با عطش سال ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام

آمده‌ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه‌ی توفانی‌ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام

حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی‌ست که بارانی‌ام
حرف بزن حرف بزن سال هاست
منتظر لحظه‌ی توفانی‌ام

خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانی‌ام؟
ها ... به کجا می کشی‌ ای خوب من!؟
ها ... نکشانی به پشیمانی‌ام

نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan