هواتو کردم

خسته‌ام از این روزهای پوشالی ... میان این همه همهمه جای تو خالی


شورِ دریا

اگر مزه‌ی ماهی دریای خزر و خلیج‌فارس را امتحان کرده باشید حتما به تفاوت در طعم آن‌ها پی‌برده‌اید.

ماهی خزر که سال‌ها در آب‌های نسبتاً شیرین زندگی کرده و پرورش یافته‌ را اگر بعد از صید ساعت‌ها یا یک روز و حتی بیشتر نمک بزنید و نگه دارید باز هم با یکبار آبکشی نمک و شوری خود را از دست داده و به حالت اول خود بر می‌گردد، برعکس ماهی خلیج که تمام عمرش را در آب‌های گرم و شور پرسه زده‌ به خودی خود هم شور است، حال اگر قبل از طبخ چند ساعتی در نمک بماند شورتر می‌شود، اگر احیاناً زمان از دستتان خارج شد و چند ساعت به یک‌روز یا بیشتر کشید شوری آن به حدی می‌رسد که با ده‌‌ بار آبکشی هم نه تنها به حالِ اولِ خود که به طعم ماهی چند ساعت مانده در نمک هم بر نمی‌گردد، در حقیقت ماهی خلیج زمینه‌ی نمک را دارد فقط کافیست راه‌ش را باز کنید تا شورش را در بیاورد !

+ می‌نویسم و فکر می‌کنم چقدر شبیه حکایت بعضی از ما آدم‌هاست...
++ من ماهی‌ام اما به سرم شور نهنگ است ... این برکه‌ی بی‌حوصله اندازه‌ی من نیست!


متن قشنگی هست
ممنونم:)
هیچی ندارم بگم  الا این ک الان کنار دریام ،
24 ساعت داره ازم عرق میریزه شر شر !
آقا تابستون بیخیال دریاشید ...
کنار دریا شب خیلی خوش میگذره خصوصا شنا کردن شب خیلی خوش میگذره ولی یه خرده خطرناکه،تابستون هم که دیگه شرجی‌ کنار دریا زیاده و سخته واقعا:)
عجببببب
از قدیم گفتنا اونچه که "پیرزن" تو ماهی خام می بینه جوون تو تن ماهی نمی بینه :))

:)
اره پسرم دنیا از این حکایت‌ها زیاد داره:))
درود بر شما
متن رو دوست داشتم
متشکرم.
خوشحالم که دوست داشتید:)
ماهی های ارس از هر دو آواره ان :)

ولی دمت گرم حکایت طور بود. :)
یعنی هم شور دارن و هم شیرین؟چطوری؟:)

قربانت:*
خیلی قشنگ بود
خیلی خوب از محیط اطرافتون در رساندن مفهوم های مدنظرتون استفاده می کنید
ممنونم، لطف دارید:)
می‌دونی که هیچ درکی از دریا ندارم :)
هووم، منم تا حالا جنگل نرفتم :) 

متن زیبایی بود
متشکرم:)
ببین چه موقعی هم رسیدم به وبلاگت... ماهی :/
اره :دی
میدونی که خودمم خیلی ماهی دوست و ماهی‌خور نیستم:)
 در تنگ، دیگر شور دریا غوطه‌ور نیست
 آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده‌ست!
فکر کنم از فاضل
بین ماهی های اقیانوس و ماهی های تنگ
هیچ فرقی نیست وقتی چاره ای جز آب نیست!

اینم از فاضله:)
من نخوردم تا حالا ماهی خلیج رو:(
اما:
شهری که منم، رو به تو آغوش گشوده است
هر رهگذری در خور دروازه ی من نیست

اشکال نداره ان‌شاءالله بعدا میخوری:)

تو ماهی آزادی و هم‌صحبت دریا
من تاب و تب رودِ به دریا نرسیده ...
نه بابا :) خواستم مزه بپرونم. 
فقط ماهی های ارس استخوون زیادی دارن :|
:))

ما هم خیلی از ماهی‌هامون پر از تیغن،کلا خوردن ماهی کار دشواری برای ادم‌های تنبلی عین من:))
بو هم داره تازه!
من ماهی دستپخت آشپز مطمئن نباشه نمیخورم. :)
اره بوی زهم میده که اصلا مناسب مهمونی‌ و بیرون رفتن نیست:))
من تا همین چندسال پیش اصلا نمی‌خوردم الان هم از هر ده‌باری که مامان درست کنه ۱،۲ بارش شاید بخورم:)
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست...
ماهی تنهای تنگم، کاش دست سرنوشت
برکه‌ای کوچک به من می داد، دریا پیشکش !
شنبه ۲۳ تیر ۹۷ , ۰۸:۲۶ آقای مُرَّدَد
یه عکسی دارم شبیه این. یعنی تا نود درصد فکر میکردم عکس خودمه. رفتم انقدر دنبالش گشتم که اصلا تو و مطلبتو یادم رفت.
پیداش هم نکردم.
نمکُ اگه شور نَنامیم و بگیم نمک به تنهایی خودش یک مزه ست، میشه انطور تعبیر کرد که عده ای وقتی سعی در با نمکیِ بیش از حدِ چیزی که هستند ، میکنند، دل را میزند و عده ی دیگر، هرچقدر هم نمک به رفتارشان بپاشند باز همان بی مزه ای نمود میکنند که بودند. حال: آن بی مزگیِ (از سرِ بی نمکی، مثل ماهیِ شمال)، یک شیرینیِ دوست داشتنیست مثل من:D و ماهیِ جنوب و نمکِش که هرچه بیشتر نمک میخورد شورش را بیشتر در میآورد، هم...
:))
این تفسیرتون فقط یکی از منظورهای من بود، بیشتر منظور خط آخر:) منظور اصلیم این بود که ادمی وقتی سال‌ها تو یه محیط و با یه شیوه‌ی خاص زندگی کرده و بزرگ شده وقتی بخوای یه مدت روش کار کنی و تغییرش بدی(چه خوب چه بد) اخر سر بزنگاه خودش رو نشون میده،اصل ادم‌ها رو نمیشه کامل تغییر داد،میشه روشون تاثیر گذاشت اما تغییر کامل نه!
حالا اون شیرینی دوست داشتنی شمایید حتما اون شوری که شورش رو در میاره هم‌ منم دیگه، نه؟! :))
شنبه ۲۳ تیر ۹۷ , ۱۱:۵۸ آقای مُرَّدَد
کلا مطالبی از این دست کنایه امیز و طعنه دار رو دوست دارم . 
من که شیرین عسلم تو رو دقیق نمیدونم :D
مثال و مصداق بود ولی کنایه و طعنه توش نبودها چون منظورم قشر و افراد خاصی نبود :)
این حجم از اعتماد به نفس قابل ستایشه واقعا:))
چه توصیف و تمثیل قشنگی! (:
من کنار دریای خزرم و با ماهی هاش دوست (((:
ممنونم عزیزم:)
ما هم اینجا کنار خلیجیم و تلاش میکنیم با ماهی‌هاش دوست باشیم:)
دیدگاه بس جالبی بود ؛)
متشکرم:)
سلام 
روزت مبارک دختر بندر 💐🌸❤💚
سلام
ممنونم عزیزم، روز تو هم مبارک دختر کُرد:)
از این پستت معلومه  کدبانوی خوبی هستی وخواهی شد…
:))
:)) اشپزیم بد نیست واقعا ولی ماهی درست کردن خصوصا قلیه درست کردنم خوب نیست،خودمم خیلی ماهی دوست ندارم:)
+ روزت هم مبارک عزیزم:))
پنجشنبه ۲۸ تیر ۹۷ , ۱۴:۴۸ بازی های دخترانه
مرسی خیلی قشنگ بود
ممنونم:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز کن پنجره‌ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی‌ها را
جشن می‌گیرد
و بهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است!

همه‌ی چلچله‌ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه‌ی جشن اقاقی‌ها را
گل به دامن کرده است!

باز کن پنجره‌ها را ای دوست!
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ‌ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست
توی تاریکی شب‌های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه‌ی گل‌های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه‌ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن‌زار ببین!
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه‌ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی‌ها
جشن می‌گیرد!

خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره‌ها را
و بهاران را باور کن...
نویسندگان
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan